آموزش سلامت
فرآیندها
پیوندها


 













فصلنامه دیجیتال داوطلبان سلامت 


آمار بازدید کنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه: 1605
بازديدکنندگان امروز: 1773
کل بازديدکنندگان: 5341186
بازديدکنندگان آنلاين: 12
زمان بارگزاري صفحه: 1.7472 ثانيه
حقوق شهروندی و سلامت روان

حقوق شهروندی و سلامت روان

 مقدمه
هدف بهداشت روان محافظت، ارتقاء و بهبود زندگي و سلامت رواني شهروندان یک جامعه است و برای دستيابي به جامعه سالم‌تر و آرامتر به قواعدي نيازمند هستیم که مولفه های سلامت روان از اهميت بسزایی برخوردار است.
كرامت انساني یا اصطلاح( Dignity )که امروزه جایگاه ویژه ای را در متون سلامت روان باز کرده است به معنی شان و يا منزلت انساني است که در یک جامعه رشد نخواهد کرد مگر با توجه کردن به حقوق خود و دیگران.
ماده اول اعلاميه جهاني حقوق بشر مي‌گويد: تمام انسان‌ها آزاد متولد شده‌اند و در كرامت انساني و بهره‌مندي از حقوق با يكديگر مساوي‌اند بگونه ای که حتی توسل به شكنجه انسان براي اثبات يك موضوع، خلاف شان و منزلت آدمي است. احترام و كرامت باعث مي‌شود كه ما چنين حقوقي را براي انسان به رسميت بشناسيم و برای به رسمیت شناختن حقوق خود و دیگران نیاز به قوانینی داریم که دارای مولفه های سلامت روان باشد.
وجود قوانين بهداشت رواني‌ به خودي خود تضمين كننده احترام و محافظت از حقوق انساني نيست. به اين دليل كه بيشتر قوانين بهداشت روان در ابتدا با هدف محافظت جامعه از بيماران «سایکوز» و دور كردن آنها از جامعه تهيه شده‌اند تا ارتقاي حقوق شهروندان.
نياز به قوانين بهداشت روان برای شناخت اصطلاح «بار»  چه از نظر فردی ، اجتماعي، اقتصادي و چه از جنبه اختلالات رواني در همه جهان‌ مورد توجه قرار گرفته است. نقض حقوق انساني و انكار حقوق شهروندي منجر به محروميت غير عادلانه افراد از فرصت‌هاي شغلي، مسکن  و تبعيض در دسترسی به خدمات بهداشتي و درمانی  بطور مساوی می گردد. و از انجائی که بيشتر اين مشكلات گزارش نشده‌اند، بدين جهت اين «بار» كم نشده و باقي مانده است. يكي از دلايل ضرورت وجود ديدگاه حقوق بشري در قانون بهداشت روان احترام گذاشتن به حقوق دیگران خصوصا افرادی که خود قادر به دفاع از حق طبیعی خود نیستند می باشد. بنابراین در احترام به حقوق شهروندی باید در ابتدا تعریف جامعه مدنی ، فردگرایی، جمع گرایی ، حقوق شهروندی و سلامت روان به درستی تعریف شود.

        جامعه مدنی
جامعه‌ مدنی، جامعه‌ای پویا است ، که همه مردم درآن جامعه حق مشارکت در امور سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را دارند. جامعه‌مدنی منفعل نیست و دنبال احقاق حقوق شهروندان خود در تعامل با سیستم نظام حاکم است. در چنین جامعه‌ای که حقوق شهروندی رعایت شود و عدالت‌اجتماعی نسبی در میان اقشار مختلف جامعه به ‌وجود آید، آرامش و سلامت روان حاکم خواهد شد و جامعه می‌تواند در مسیر توسعه پیش برود. یکی از مولفه‌هایی که می‌تواند به جامعه آرامش بدهد و آن را از سلامت روان برخوردار کند، این است که افراد جامعه احساس تعلق به گروه یا انجمن خاصی داشته باشند تا بتوانند در جامعه ای که خود حق اظهار نظر دارند فعالیت کرده و در تصمیم گیری در سرنوشت خود نقش داشته باشند.
 در واقع این احساس نوعی نیاز فردیست که در اجتماعی بزرگتر و در تعامل با دیگر افراد زندگی ایجاد می شود.

       فردگرایی ، جمع گرایی و حقوق شهروندی
یکی از مولفه‌های جامعه مدنی این است که فرد و حقوق فرد اهمیت دارد؛ جامعه ما در دوران طولانی تحت‌تأثیر فرهنگ جمع‌گرایانه بوده که بارزترین نشانه آن تعلق به گروه بوده که این حسی متفاوت است. در حالت اول ما متعلق به یک گروه هستیم و به‌ واسطه کار گروهی احساس می‌کنیم در سرنوشت جامعه سهم داریم ، اما در حالت دوم ارزش‌های جمعی تعیین‌کننده ارزش‌های فردی است. وضعیت  کنونی جامعه ما از فرهنگ جمع گرایی  خارج شده و کم کم ارزش‌های فردگرایانه رشد پیدا کرده است. گسترش فردگرایی به این معنا است که فرد بیشتر به انتخاب‌های شخصی خود اهمیت می‌دهد و در این مرحله خود  توجه احترام به خود دوستداری بر احترام گذاشتن به حقوق دیگران ارجعیت پیدا می کند.
سوال این نیست که فردگرایی و توجه داشتن به خود در مقایسه با جمع گرایی پدیده ای نکوهیده است ؟پاسخ این است که فرد گرائی با هدف توانمند سازی وشکوفائی امری مثبت است وچنانچه فرد مدیریت پیشگیری از آسیب به گروه را داشته باشد برای خود وجامعه  بطور غیرمستقیم مفید خواهد بود .
نمی‌توان با حذف تکنولوژی و فناوری‌های جدید دوباره به روش‌های قدیمی و طبیعی برای تولید انرژی بازگشت. جامعه باید خودش را برای پذیرش فردگرایی و ارزش‌های فردی آماده کند به‌جای آنکه  آن را به شکل آسیب ببیند. تلاش کند در کنار فردگرا بودن افراد، احترام به حقوق شهروندان را آموزش دهد.  فردگرایی به این معنا نیست که هر کسی بر اساس نظر خود رفتار نماید بلکه به این معناست که فرد در بستر جامعه این امکان را داشته باشد که بهترین انتخاب و تصمیم را برای خود بگیرد. بی‌تردید معنای فردگرایی این نیست که هیچ الزام اجتماعی و هیچ چارچوبی وجود ندارد. به بیان دیگر بودن در گروه یک نیاز است و نیاز به اتخاذ انتخاب‌های شخصی یک نیاز دیگر. بنابراین فردگرایی این مفهوم را دارد که هر فرد امکان داشته باشد دیدگاه خودش را پیگیری کند و آنرا در گروه به اشتراک بگذارد.

       سلامت روان
وقتی فردی در یک محیط درمانی بالینی اعتراض می کند و با او برخورد فیزیکی می شود اولین علائم زیر پا گذاشتن به حقوق شهروندی و کرامت انسانی در کادر درمانی نمایانگر می شود.
توجه به کرامت،  شان و شایستگی درحوزه پژوهش های سلامت و مورد استقبال فروانی قرار گرفته است، بطوریکه در بسیاری از این پژوهش ها را افراد میانسال و یا کهنسال را شامل می شده که به عنوان بیمار وارد سیستم درمانی می شدند و در این پیمایش شان و کرامت آنان به عنوان شاخصی درارزیابی پزشک مورد توجه قرار گرفت. عده ای بر این باورند که کرامت انسانی می بایست به عنوان یک راهنمای سلامت جسمی و روانی نقش آفرینی کند و حلقه ارتباطی باشد بین حقوق بشر با وضعیت سلامت.

        تاریخچه موضوع کرامت
برداشت تاریخی شان و کرامت انسان این واژه  را در سه مفهوم کلیدی مرتبط دسته بندی نمود:
بین انسانیت و خداوند
بین فرد و جامعه
بین جبر و آزادی

       معانی کرامت
مفهوم کرامت پیچیده، مبهم و بنیادی است و بسیاری از نویسندگان به ابهام این مساله اشاره کرده و در توصیف این کلمه به عنوان یک پدیده عینی و یا ذهنی ، فردی یا جمعی، بیرونی یا درونی، سلسله مراتبی یا دموکراتیک، مشروط یا بی قید و شرط اشاره کرده اند بطوریکه آنچه که مسلم است توافق بسیار کمی بین معنای این لغت وجود دارد.
کرامت (ِDignity) اساسا ذهنی احساسی و زیبایی شناختی و یا مذهبی است ، بنابراین ایده ای نیست که بتوان برای هر چیزی بکار برد زیرا در بطن خود دارای تناقض است.

     کرامت انسانی و عدالت اجتماعی
     کرامت انسانی
کرامت انسانی ارزش ذاتی و غیر قابل انکاری است که متعلق به هر انسانی است به دلیل انسان بودنش، که باید توسط فرد و جامعه رعایت شود. کرامت را نمی توان اندازه گیری و یا نابود نمود و نمیتوان آن را، مشروط و یا قابل مقایسه دانست. تفسیر مذهبی آن این است که ریشه کرامت انسانی، در فرد به عنوان وجود جایگاه والا در نظام خلقت خدا است اما می تواند به وسیله رفتار و اعمال فرد مورد تهدید واقع شود.

      کرامت اجتماعی
کرامت اجتماعی بر خلاف کرامت انسانی ارزش جهانی دارد که به رفتار ادراک شده قابل انتظار یک فرد در اجتماع اشاره دارد. این عزت نفس از طریق تعامل با اجتماع بدست می آید. دو جنبه عزت نفس و هویت در هم تنیده و در شأن اجتماعی شکوفا می شود. عزت نفس "یک نوع احترام به خود و یا اعتماد به نفس است " اما '' هویت" به عنوان ‘’کرامتی است که ما به خودمان به عنوان فردی مستقل و یک پارچه از طریق نگرش افراد جامعه نسبت به خودمان بدست می آوریم. القاب کرامت شامل شان و منزلت اخلاقی و کرامت شایستگی است که توسط  انجام اعمال تحسین برانگیز حاصل میشود.
کرامت اجتماعی می تواند به دست آورده شود و یا از دست داده شود، تهدید شود، نقض شود، و یا ترویج داده شود. افراد یا گروه ها ممکن است دریابند که کرامت در بعضی از حالات به آن ها داده شده و در برخی موارد از آنها سلب می گردد. به عنوان مثال دادن پاداش و یا مجازات به دلیل رفتار یک فرد.
 این امتیازات که به شکل احترام است پس از دستیابی به کرامت اجتماعی حاصل می گردد. در مقابل، افراد پرمدعا که شأن و کرامت انسانی را نادرست درک کرده اند ممکن است مورد سرزنش قرار گیرند. در برخی شرایط، شأن اجتماعی ممکن است حتی به اشیاء بی جان نیز نسبت داده شود.

1-    کرامت انسانی در سلامت روان
توجه به شان و منزلت فردی در سلامت روانی در مراحل پایانی زندگی از بیمارستان، آسایشگاه و منزل شروع شده اما این مبحث گسترش یافت و شامل مباحث سلامت و ارائه خدمات اجتماعی به طیف گسترده ای از افراد نیازمند و آسیب دیده و به حاشیه رانده شده از قبیل سالمندان، فقرا، بی خانمانها و افراد مبتلا به اختلالات روانی اطلاق می شود.
هدف از حقوق شهروندی و سلامت روان یعنی راههای درست مراقبت از بیماران بهمراه حفظ یکپارچگی و ارزشمندی پرستاران و دریافت کنندگان خدمات است.
یک رویکرد در ارائه خدمات مراقبتی ، مراقبت کرامت مدار است که بر اساس چندین مطالعه تجربی ، شان و عزت افراد هنگام مرگ در سه حوزه مراتبط با کرامت انسانی در روزهای پایانی زندگی شناسایی شد:
نگرانی های مربوط به بیماری
حفظ  شان و منزلت فردی
حفظ شان و کرامت اجتماعی
ارائه دهندگان مراقبت سلامت معتقد به شان و کرامت انسانی اصرار دارند تا جنبه های زیست پزشکی، روانشناختی، وجودی و معنوی زندگی بیمار به جهت برنامه ریزی و ارائه مراقبت های فردی مورد توجه قرار گیرد.
استفاده از کرامت انسانی در مراقبت ، دستورالعمل های عمومی برای فعالیت حرفه ای است. اینکه احکامی جهت حفظ کرامت و جایگاه بیمار در ضوابط اخلاقی وضع گردد. کار نظری و تجربی به منظور روشن شدن این که چگونه می شود از این اصول پیروی کرد توسط تعدادی از محققان مورد بررسی قرار گفت. بویژه در زمینه کارکنان خدمات بهداشتی و درمانی .
کارکنان کرامت گرا، توجه ، آگاهی ، مسئولیت شخصی ، تعامل ، برادری و دفاع از حقوق بیمار را در عمل به اجرا در می آورند. کرامت در مبحث مراقبت های سلامت روانی نشان می دهد چگونه دریافت کنندگان خدمات بهداشتی و درمانی از طریق رفتارهای محترمانه کارکنان به حقوق آنان به عنوان یک شهروند، باعث ارتقاء شان و کرامت آنان شده و زنجیره تعاملات اجتماعی را شکل می دهد.
فیلسوفان کرامت انسانی با قاطعیت به این امر تاکید می کنند که این ویژگی در زمانی که ارزش ذاتی فرد تکذیب و یا نادیده گرفته شود صدمات جبران ناپذیری را به فرد بیمار خواهد زد. در چنین مواردی ممکن است که عزت فردی از دست نرود اماعزت اجتماعی از طریق کاستن ارزش زندگی فرد آسیب خواهد دید. استفاده از منزلت اجتماعی نشان می دهد چگونه کرامت بشری ممکن است بواسطه توهین های بزرگ و کوچک ، بی احترامی های کلامی یا غیر کلامی ، بی تفاوتی نسبت به درد و رنج بیمار و تحقیر خدشه دار شود.

2-    نتیجه گیری
احترام به مردم بعنوان یک انسان و اجتناب از برچسب زدن و انگ به مردم به دلیل عیب و نقص
ارائه مراقبت و حمایت فرد محوربه صورت قرار دادن فرد و نیازها، ترجیحات و آرزوهای آنها در مرکز توجه
حمایت از شأن و منزلت  کارکنان بهداشتی و درمانی
ارتقاء عملکرد درست کارکنان در مراقبت های بهداشتی
  تمرکز بر پیشگیری وپاسخ متناسب فرد محور به سوء استفاده