آموزش سلامت
فرآیندها
پیوندها











فصلنامه دیجیتال داوطلبان سلامت 


آمار بازدید کنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه: 875
بازديدکنندگان امروز: 1573
کل بازديدکنندگان: 4665668
بازديدکنندگان آنلاين: 9
زمان بارگزاري صفحه: 1.7160 ثانيه
انگ زدائی در سلامت روان

انگ یا استیگما  (Stigma) مشکلی واقعی در درمان بیماران روانی     
                             
                                                                                                                              
مقدمه
     در اوائل  انگ یا استیگما  (Stigma)  به نشان یا داغی گفته می شد که روی بردگان یونانی می زدند و بدین وسیله آنها را از مردم آزاد متمایز می ساخت(گری، 2002). گافمن (1963) انگ را اینگونه تعریف می‌کند:«انگ» ویژگی‌ منفی و نامطلوبی است دریک فرد که او را ازدیگران متمایز می‌کند واو را درنظر دیگران به شکل موجودی کاملاً بد، خطرناک یا ضعیف جلوه می‌دهد.
امروزه انگ به تفکرات و نگرشهای  می گویند که افراد جامعه به آن اعتقاد دارند و برای کسانی که این انگ به آنها نسبت داده می شود زیانبار است. در واقع اینچنین پنداشته می شود که این افراد برای جامعه خطرناک می باشند، مانند بیماران روانی و یا افراد وابسته به مواد.این نگرشها چهار ویژگی دارند:
با این برچسب این افراد از سایر افراد جامعه جدا می شوند. مانند بیماران روانی یا سو مصرف کنندگان مواد.
این برچسب ها با ویژگیهای غیرعادی و ناشایست پیوند می خورد، مثل: بیماران روانی خطر ناک اند و یا معتادین دزد هستند.
این قربانیان به طور کلی افرادی متفاوت از جامعه پنداشته می شوند و ذهنیت خوب در برابر بد را گسترش می دهد. این چنین در جامعه جا می افتد که بیماران روانی و یا معتادین بد هستند و بقیه انسان های خوبی هستند.
این افراد به شکل های گوناگون مورد تبعیض قرار می گیرند ، از حقوق انسانی محروم می گردند، مثلا گفته می شود که معتادین نباید ازدواج کنند و یا بیمارستان عمومی نباید بخش روانپزشکی داشته باشد.
عمق فاجعه زمانی آشکار می گردد که پژوهش ها نشان می دهند 23.6 افراد 14 الی65 سال نیازمند خدمات روانپزشکی می باشندو همچنین بیماران روانی از میانگین افراد جامعه خشونت آمیز تر نیستند و یا میزان دزدی در افراد معتاد بیشتر از سایر اقشار آسیب دیده اجتماعی نیست. با این وجود بیش از نیمی از افراد مبتلا به بیماری های شدید روانی، برخی تجارب تبعیض آمیز را گزارش می کنند(کوریگان و همکاران2003). بیماران روانی ، نه تنها از بیماری خود، بلکه از انگ، و تبعیض همراه آن نیز رنج می برند(فلان 2002). انگ بیماری روانی، علاوه بر بیمار روانی، خانواده و دوستان و نیز اعضای حرفه های مرتبط با ارائه خدمات به آنان را در برمی گیرد(استمن و کیلین 2002). تبعیض ها و محرومیت های اعمال شده بر بیماران روانی در قالب قوانین اجتماعی، پوشش بیمه های پزشکی و سیاست گذاری های مرتبط به آنان نیز مشاهده می شود(مک سوین 2002). انگ بیماری روانی تحت تاثیرعوامل تاریخی، اجتماعی و فرهنگی خاص هر جامعه می باشد. تعداد زیادی از بیماران روانی به دلیل انگ از خدمات موجود و قابل عرضه به آنان استفاده نمی کنند، آنهایا هرگز درمان را شروع نمی کنند و یا آنرا به پایان نمی رسانند. در یک تحقیق مشخص شد که 30 % بیماران روانی به دنبال درمان می روند. در یک پژوهش دیگر مشخص شد که 40% خانواده ها بستری کردن بیماران را مخفی و 50% در برابر بستری کردن مقاومت کرده اند. یکی از مشکلات عمده این است که فرد یا افراد جامعه انگ را می پذیرند و باور می کنند، مثلا افراد وابسته به مواد باور می کنند که باید دزدی کنند. بررسی‌ها نشان داده‌اند که بزرگترین مانع بیماران جهت بهره‌مندی از خدمات درمانی و حمایتهای اجتماعی، ترس از  انگ خوردن است.
    انگ بیماری روانی ریشه در فرهنگ دارد، فرهنگ چند روزه و یا چند سال هم بوجود نمی آید و در زمان کوتاه  تغییر نخواهد کرد. برای تغییر کوچکی در نگرش به یکی از مقوله های فرهنگی مثل نگاه کردن به درمان بیماران روانی سالها و شاید قرن ها کار جدی و علمی باید کرد . فلاسفه و پزشکان عهد باستان معتقد بودند که علت رفتار نابهنجارانسان ناخشنودی خدایان یا تسخیرشدن توسط شیاطین است. براساس این اعتقاد درمان رفتارهای نابهنجار از طریق جن گیری و بیرون راندن ارواح پلید با روشهای خشن و گاهی منجر به مرگ انجام می گرفت. این وضعیت ادامه داشت تا قرن پنجم قبل از میلاد که در آن زمان بقراط پدر علم پزشکی نوین اعلام کرد تفکر و رفتار غیرعادی نشان دهنده نوعی آسیب مغزی است. پایه های اندیشه علمی با تفکرات افرادی مثل سقراط، افلاطون و ارسطو محکم تر گردید ، و امیدی برای درمان بیماران روانی وجود داشت ، ولی با مرگ جالینوس(200- 130 میلادی) آخرین پزشک از این گروه  اندیشمندان در واقع دوران به اصطلاح تاریک پزشکی آغاز شد. صومعه های مسیحی جای پزشکان را گرفتند و علم در اروپا تعطیل شد. این آغاز قرون وسطی بود. تا آنجا که در قرن 18 بیمارستان بتلهیم در لندن به یکی از جاذبه های گردشگری بزرگ لندن تبدیل شد و حتی در قرن 19 تماشای بیماران خشن، نوعی تفریح و سرگرمی به شمار می رفت و مردم برای دیدن آن بلیط می خریدند. (شمسی پور) .
    در عوض در دنیای اسلام مراکز بزرگ علمی تاسیس شد. رازی پزشک مسلمان ایرانی(925-865) مرکزی برای درمان بیماران روانی در بغداد دایر کرد و ازجمله نخستین روان درمان گران علمی بشریت محسوب می گردد. در ایران بخشی از درالشفاء يزد به این بیماران اختصاص یافته بوده. با ظهور پزشکانی همچون محمد زکریا رازی ، ابوعلی سینا و سید اسماعیل جرجانی طب قدیم ایران به اوج ترقی رسیده و چندین سده ، پرچمدار جهان پزشکی شد. ابن سینا در این باره می گوید : «برخی اطبا اعتقاد دارند که مالیخولیا کارجن ها است ما كه طب را یاد می گیریم اهمیت نمی دهیم که از جن است یا از جن نیست. ما می گوئیم اگر مالیخولیا کارجن باشد یا نباشد مزاج بیمار به سودایی می انجامد . پس سبب نزدیکش وجود ماده سوداست . بگذارید وجود آورنده سوداجن باشد یا غیر جن به ما چه مربوط »
   به دلایل مختلفی که در این مقال ضرورت بحث آن نیست قافله علم در دینای اسلام هم متوقف گردید و نگرش علمی به درمان بیماران روانی سیر قهقرائی را آغازید. بیمارروانی شان نه فقط خانواده بلکه کل ایل و طایفه را لکه دار می کرد. بیماران روانی موجودات خطرناک، جن زده  مامنی برای شیطان محسوب می گردیدند.
امروزه نگرش به بیمارروانی به نسبت قبل تا حدزیادی تغییر کرده است. در یک مطالعه، در بخش قابل توجهی از خانواده های بیماران روانی پدیده انگ نشان داده شده(صادقی، کاویانی و رضایی،1383). در یک بررسی دیگر، نشان داده شد که افرادی از جمعیت عمومی در باره بیماری روانی مفهومی منفی و قالبی نداشته اند و در مجموع بخشی قابل توجه از آنان دارای نگرش مثبت بودند(پزشکی و بوالهری،1373). باید این واقعیت را بپذیریم  که استیگما یک مشکل فردی نیست ومسأله‌یی اجتماعی است که باید در سطح جامعه حل شود. دیوید ساچر(1999)، رئیس کل بهداری ایالات متحده آمریکا:" انگ بزرگترین مانع در مقابل پیشرفت های آتی در حوزه بیماری روانی و سلامت روانی است".

          پیامدهای انگ بیماری روانی
تبعیض: نحوه نگرش افراد جامعه به بیماران روانی در بهره مندی از مزایای اجتماعی مثل یافتن شغل مناسب، انتخاب آزادانه همسرموثر است. انگ و در نتیجه تبعیض حاصل از آن فرد را ازاین مزایا محروم می کند.
ازدست دادن موقعیت اجتماعی: انگ بیماری روانی باعث می شود که فرد موقعیت اجتماعی که بدست آورده آنرا از دست بدهد، مثل پستهای علمی یا اداری .
کاهش کیفیت زندگی : یکی از عواقب انگ محدود کردن روابط اجتماعی فرد است و همین امر کیفیت زندگی را پائین می آورد.
تشدید بیماری: برخی از بیماریهای روانی اگر در ابتدا درمان بشوند تخریب کمتری وارد می کنند. در غیر این صورت بیماری آنها شدت پیدا کرده و چه بسا که بعدا کنترل نشوند مثلا افسردگی
سوء مصرف مواد: در بیشتر موارد ریشه اعتیاد درمان نشدن نارحتی های روانی می باشد، انگ باعث می شود فرد دنبال درمان بیماریش نرود و معتاد گردد، در واقع می خواهد درد کوچکی را با درد بزرگتری درمان کند.
عدم دریافت درمان و افزایش نابسامانی در خانواده: بنا به گزارش تحقیقات فراوان ریشه خیلی از طلاقها، درمان نشدن  اختلا لات روانی درمان نشده در بین زوجین است. که انگ عامل اصلی خیلی از عدم مراجعه های بیماران روانی به پزشک است.
کاهش عزت نفس و احساس حقارت: فرد فکر می کند از سایرین کمتر است و در نتیجه در رقابتها شرکت نمی کند و همین تفکر باعث عقب ماندگی و عدم رشد فرد می شود.  انگ گذاری درونی توسط بیماران روانی موجب احساس تحقیر و سرافکندگی درآنان وخانواده هایشان می شود.
کاهش اعتماد بنفس و از کارآمد بودن خود رنج می برند.  کسانی که  نام بیماری روانی را یدک می کشند چون فکر می کنند اختلال روانی در آنها یک نقص عمده  می باشد ‌،عزت نفس پایینی پیدا می  کنند .این عزت نفس پایین  اولا به استرس بیشتر بیماران و بروز  افسردگی و ثانیا به اختلال روانی منجر شود و مشکل را پیچیده تر می کند.
انزوا و گوشه گیری: بیماران روانی برای اجتناب از برچسب خوردن ،‌از اجتماع  دوری می کنند . ‌قدرت تطابق با محیط را پیدا نمی کنند که این موضوع بهبودی را به تاخیر می اندازد و  آنها فرصت ها را  برای رشد در جامعه از دست می دهند.
پیشداوری غیر موجه ازسوی دیگران: باور های غلط در جامعه  در جامعه وجود دارد که بیماریهای روانی علاج ناپذیرند در صورتی که اختلال افسردگی اساسی 65تا70درصد، اسکیزوفرنیا (دراولین دوره) 60درصد و اختلال دوقطبی تا80درصد قابل درمان است.(عابدی تهرانی ، ه ؛هفته نامه پزشکی امروز،چهارشنبه 1 آبان 1392، شماره 972،)
محرومیت از بسیاری حقوق فردی ،اجتماعی: فردی که این انگ را دارد در عقد قراردادهای اقتصادی، ازدواج، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی محروم می شود.
تاخیر در درمان : این بیماران با پنهان  کردن بیماری  خود‌ برای معالجه به درمانگر مراجعه نمی کنند ،که تاخیر در درمان منجر به شدت گرفتن اختلال می شود .
تاثیر بر سیاستگذاری ها بهداشتی : انگ اختلال روانی در نحوه   سیاستگذاری و برنامه ریزی تعیین اولویت های بهداشتی و درمانی تاثیر دارد، سیاست گذاران به اهمیت موضوع پی نمی برند و در نتیجه آنرا بخشی از برنامه های مهم خود قرار نمی دهند . در نتیجه بودجه وامکانات کمتری برای  ارائه خدمات سلامت روان اختصاص می دهند .
کاهش گستره شبکه اجتماعی: عضویت در شبکه های اجتماعی یکی از نیازهای اصلی زندگی انسانی است. انگ باعث می شود که فرد حضور خود را در این شبکه های اجتماعی مثل حضور فعال در محله کم می کند و حتی به صفر می رساند. نتیجه آن این است که به عضو منفعل جامعه تبدیل می شود. وبتدریج منزوی می شود .
کاهش عملکرد شغلی: افزایش بیکاری و افزایش مشکلات اقتصادی برای بیمار، خانواده و اجتماع را به همراه دارد.

اقداماتی که برای انگ زدایی از بیماران روانی لازم است انجام دهیم:
انگ نوعی طرز فکر است که به رفتار تبدیل می‌شود . ضرورت تغییر و تصحیح این طرز تفکر در بین مردم یک ضرورت است. این کار با آموزش عمومی مردم شروع می شود. اقداماتی که باید مد نظر باشند:
تصحیح  نگرش های غلط خود بیمار، خانواده ، عامه مردم ، مدیران و سیاست گذاران، متخصصین پزشکی در سایر رشته ها.
کاهش طول زمان بستری بیماران روانی و برگرداندن آنها به جامعه و توانمند کردن آنها.
افزایش آگاهی بیماران، عامه مردم ، خانواده و مسولین درباره درمان پذیر بودن بیماری های روانی
ایجاد و تقویت سازمانهای مردم نهاد برای بیماران و خانواده های آننها و مشارکت بیشترمردم در این راستا.
ارتقاء سطح آگاهی جامعه در خصوص اهمیت  دادن  به سلامت روان در مقایسه با سلامت جسمی
استفاده از روش های درمانی روانشناختی و روانپزشکی نوین
موظف کردن همه مراکز بهداشتی و درمانی و بیمارستانها برای پذیرش بیماران روانی.
افزایش  دسترسی خدمات روانپزشکی و روان شناسی برای بیماران روانی در سطح کشور.
ارائه خدمات مددکاری برای حفظ شغل و کار و استقلال بیمار روانی
پذیرش بیماران روانی در نهادهای اجتماعی مثل مساجد، مدارس و دانشگاه ها ومحیط کار واداری
راه اندازی بخش روانپزشکی در بیمارستان های عمومی.
عدم استفاده از کلماتی مانند دیوانه، مجنون، روانی، موجی، و ... در محاورات روزانه، فیلم ها، نوشته های رسمی و غیررسمی.
 پذیرش اینکه  بیماران روانی خشن و جنایت کار نیستند ، واقعیت این است که بیشتر جرایم توسط افراد به اصطلاح سالم انجام می شود.