آموزش سلامت
فرآیندها
پیوندها











فصلنامه دیجیتال داوطلبان سلامت 


آمار بازدید کنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه: 994
بازديدکنندگان امروز: 212
کل بازديدکنندگان: 4669742
بازديدکنندگان آنلاين: 7
زمان بارگزاري صفحه: 1.0920 ثانيه
سلامت روان در محیط کار

مقدمه:
پيشگيري از بروز اختلالات رواني ( فرهنگ سازي و ارتقاء سطح آگاهي جامعه ) ، تشخيص و درمان به هنگام اختلالات رواني ، پيگيري و مراقبت و بازتواني بيماران رواني اموري نيستند با برنامه ريزي صحيحي و منسجم ميسر مي شوند.
سلامتي جسم و روان با يكديگر ارتباط تنگاتنگ دارند و يكي بر ديگري تأثير مي گذارد . مسلماً پرداختن به يكي و بي توجهي به ديگري كار مديريت سلامت كشور را با بحران مواجه خواهد كرد . آنچه مسلم است سلامت روان تمام جنبه هاي زندگي را تحت الشعاع قرار مي دهد . اختلالات رواني با ايجاد هزينه هاي مستقيم ( بار مالي اقدامات تشخيصي و درماني ، بازتواني و پيشگيري ) و هزينه هاي غير مستقيم ( كاهش توان فردي ، كاهش نيروهاي مولد جامعه ، مراقبت از بيمار توسط خانواده ) بار سنگيني را بر دوش جامعه تحميل مي كند .
بيماران رواني شديد بعلت ضعف در كاركردهايشان ( كاركرد هاي شغلي ، تحصيلي ، خانوادگي ، اجتماعي ) توان و قوه به ظهور رساندن استعدادها ، تلاش و فعاليت طبيعي روزمره و قدرت مقابله شان با استرس كاهش يافته است. در نتيجه توان ادامه زندگي به شيوه معمول و با كارآيي طبيعي يك نيروي مولد در جامعه براي آنها دشوار مي شود. اختلالات رواني تنها بيماران رواني را درگير نمي كند بلكه خانواده اين بيماران نيز در رنج و نگراني به سر مي برند. به راستي موضوعاتي اينچنين مهم و اساسي در جامعه چگونه مي تواند ناديده گرفته شده و يا در حاشيه قرار گيرد . اگر افراد جامعه از سلامت رواني برخوردار نبوده و با مهارتهاي كنترل خشم و مديريت استرس و مقابله با مشكلات رواني آشنايي نداشته باشند ، برخورداري از سلامت جسمي ، رفاه مالي و امنيت شغلي و دارا بودن تمام امكانات زندگي در حد كافي ، باز هم نمي تواند احساس لذت و رضايتمندي از زندگي را براي آنان فراهم نمايد . بي شك اهميت قائل شدن براي  جايگاه سلامت روان در كشور ، به نفع مردم و سياستگذاران كشورمان خواهد بود.

 


مردم بیماریهای روانی را نسبت به سایر بیماری ها کمتر می شناسند و به همین دلیل در بسیاری از موارد هنگام برخورد با اینگونه بیماران متوجه بیماری آنها نمی شوند ، با آنها برخورد ناشایست مي كنند وحتی برای کمک به حل مشکلی که برای آنها پیش آمده به سرزنش و نصیحت پرداخته و یا آنها را به درمانگران غیرپزشک مثل دعانویس ها، درمانگران سنتی معرفی می کنند. این کار به دليل تأخير در شروع درمان، باعث مزمن شده بيماري فرد مي شود، چرا که تشخیص زودرس و درمان به موقع همه بیماری ها باعث بهبود سریع و عوارض کمتر بعدی می شود.
بیشتر مردم نمی دانند که امروزه بیماریهای عصبی- روانی قابل درمان هستند و در بسیاری از موارد قابل پیشگیری اند و دارو درمانی و روان درمانی و مشاوره می تواند تفکر و احساس و رفتار بیمار گونه انسان ها را اصلاح کند. یک برخورد کلامی یا رفتاری نامناسب یا اشتباه می تواند اثرات شدیدی بر احساسات یا رفتار بیماران داشته باشد.
مردم به دليل ترس از انگ بيمار رواني جهت درمان اختلال خود به پزشك يا مراكز درماني مراجعه نمي كنند و بيماري خود را از ديگران مخفي مي كنند  و یا از داروهای اعصاب و روان به بهانه اینکه اعتیاد آور هستند می ترسند  یا انتظار دارند که با یک بار مراجعه به پزشک و یک بار دارو گرفتن باید بیماری از بین برود. اينها باورهاي نادرستي هستند كه در باورها و اعتقادات مردم ريشه دوانده اما با آموزش سلامت روان به مردم و ارتقاء سواد سلامت روان همگاني می توان باورها ، اعتقادات، دانش و رفتار مردم را اصلاح كرد.
افرادی که مبتلا به اختلالات  رواني هستند ، حتی هنگام بیماری نیز احتیاجات  و نیازمندی ها و خصوصیاتی مشابه سایر افراد دارند؛ آنها نیز دارای احساساتی انسانی مانند عشق، تنفر و حسادت می باشند و در مقابل محبت با مهربانی رفتار می کنند و در برابر خشونت واکنشی مانند آن نشان می دهند. لذا شایسته است در برخورد بابیماران شأن و منزلت آنان را به عنوان یک انسان نگه داریم.
 اکثر رفتارهای غیر عادی از لحاظ کمیت و شدت با  رفتار عادی تفاوت دارند . بیماران روانی معمولاً  همان روشهایي را بکار می برند که اشخاص عادی مورد استفاده قرار می دهند ولی با شدت خیلی بیشتر. این روش ها رفتار و عملکرد خود فرد را تحت تاثیر قرارمی دهند و رفتار او را از روال عادی خارج می کنند.
هر فرد ممکن است دچار بیماری روانی شود با این تفاوت که عده ای قدرت کمتری در تحمل سختی ها و مشکلات دارند و زودتردر مقابل مصیبت ها و مشکلات شکست می خورند . این استرس های اجتماعی منجر به زمینه سازی بیماریهای روانی می شود
بيمار رواني هرگز نبايد از کمک خواستن براي درمان بیماریهای خود احساس شرمندگی و خجالت کند . به بیماران روانی چه در دوره بیماری چه پس از بهبودی می توان مسئولیت و کار متناسب با توانایی او داد. در بعضی از بیماران لازم است کسی بر کار آنها نظارت و سرپرستی داشته باشد .
 بستری کردن بیماران روانی در بیمارستان به جز در موارد خاص ( كه پزشك تجويز مي كند ) ضرورتی ندارد . اگر بیمار داروهایش را ه بطور مرتب و زیر نظر پزشک معالج ادامه دهد و خانواده و اجتماع حمایت لازم را از او داشته باشند ، روند بهبودی سرعت بیشتری می گيرد.
سلامت روان در محيط كار:
سلامت روان در محيط كار يعني پيشگيري از پيدايش مشكلات رواني در كاركنان و سالم سازي فضاي رواني كار، به نحوي كه هيچ يك از كاركنان به دليل عوامل موجود در محل كار گرفتار آسيب رواني نشوند، هريك از كاركنان از فعاليت ها و محل كار خود احساس رضايت كنند و علاقمند به آن محل باشند، همه كاركنان قادر به ايجاد روابط مطلوب با محيط كار و عوامل موجود در آن باشند و هر يك از كاركنان نسبت به خود، رؤسا، همكاران و به طور كلي نسبت به محيط كار خود و خصوصاً نسبت به جايگاه خود در آن اداره يا سازمان احساس مثبتي داشته باشند.
سلامت روان كاركنان در هر سازمان و مؤسسه از جمله مسائل مهمي است كه بايد به آن توجه شود و مديران بايد به نيروي انساني و تأمين امكانات رفاهي، خواسته ها و نيازهاي آنان به عنوان عاملي براي افزايش كارايي و سطح بهره وري توجه كنند.
مديران يك سازمان به سبب مسئوليتي كه در شغل خود دارند بيشتر از ديگران در معرض حوادث استرس زا قرار مي گيرند و به همين دليل بيشتر بايد مراقب وضعیت عصبي و رواني خود باشند. لذا مديران و كاركنان بايد با آگاهي از ميزان تحمل نسبت به سطح استرس پذيري خود و بكارگيري راهكارهاي عملي براي افزايش قدرت تحمل و فشارپذيري فردي خود قدم برداشته و در راستاي سالم سازي محيط و ارتقاء سلامت روان سازمان حركت كنند تا انر‍ژي هايي كه ناخواسته صرف تنش هاي محل كار مي شود براي ارتقاء كميت و كيفيت و تحقق اهداف سازمان مربوطه به كار گرفته شود. يك مدير كارآزموده بايد طوري رفتار كند كه حتي كارمندي كه در پايين ترين رده شغلي مشغول به كار است به اهميت مقام خود و نقشي كه در جامعه ايفاء مي كند پي ببرد،
راهكارهاي كاهش استرس و ارتقاء سلامت روان در محيط كار توسط مديران عبارتند از:
1-  شناسايي، ارزيابي و كنترل عوامل زيان آور در محيط كار
2- ايجاد جو صميميت، همدلي، صداقت، همكاري و احترام متقابل در ميان كاركنان
3-  پرهيز از اعمال روش هاي مبتني بر زور و اجبار در محيط كار
4-  شناسايي استعدادهاي بالقوه كاركنان و فراهم ساختن شرايط براي بالفعل شدن و رشد و شكوفايي اين استعدادها در حد توان و امكانات محيط كار
5-  استفاده صحيح از افكار و نظرات كاركنان در تصميم گيري ها
6-  اطلاع رساني در مورد گزارش عملكرد و برنامه هاي آينده سازمان
7-  پرهيز از قضاوت هاي سطحی و مبتني بر پيش داوري در مورد كار و رفتار كاركنان
8-  شناسايي دلايل واقعي كم كاري و غيبت از كار،  بي حوصلگي و بي علاقگي به كار، كم توجهي و بي دقتي كاركنان توسط مدير يا رئيس
9-  توجه به مشكلات و مسائل شخصي و خانوادگي كاركنان
10-  فراهم آوردن شرايط ارتقاء علمي و كاربردي براي كاركنان
11-  تشريح اهداف و خط مشي سازمان براي كاركنان
12- عدم تبعيض در محيط كار
13-  صادر نكردن دستورات متناقض
14-  مورد توجه قرار دادن نظر كاركنان
15- راهنمايي گرفتن در صورت بروز مشكل
16-  بكار بردن تشويق به موقع
17- ايجاد امكان استفاده به موقع از مرخصي بخصوص پس از اوج فشار كاري
18-  ايجاد امكان استراحت كوتاه چند دقيقه اي در فواصل كار در موقع خستگي
19- دسترسي و ارجاع به مشاور يا روانشناس سازمان در صورت نياز و.... می تواند باعث ایجاد محیط کاری لذت بخش و برانگیزاننده شود.
20-  سعي در بهبود روابط بين همكاران
21-  خودداري از انتقاد شديد و بزرگ نمايي نكات منفي كارمندان و راهنمايي جهت اصلاح ضعف ها و اشتباهات آنها
22- پخش موسيقي ملايم بي كلام از طريق بلندگو در زمان كوتاهي از روز به خصوص در ساعات آخر كه خستگي زياد ديده مي شود
23-  استفاده از رنگ هاي شاد در اتاق ها، تزيين اتاق مطابق ميل كارمند ولي بر اساس ضوابط بدون افراط و تفريط، استفاده از لباس هاي با رنگ هاي شاد مطابق با شئونات اجتماعي
24-  استفاده از امكانات رفاهي مثل اردوهاي تفريحي، گردشگاه ها، جشن ها، همايش ها و..... فراهم كردن محيط فيزيكي مناسب و تلاش جهت جذابيت محيط كار.

عوامل مؤثر بر ايجاد استرس در محیط کار عبارتند از:
1- حجم كاري بالا همراه با وارد كردن فشار از سوي مديران
2-  ضعف مديريتي و عملكرد ضعيف مديريت
3-  تغييرات مديريتي و سازماني
4-  اِعمال خشونت، رفتار توهين آميز و برچسب زدن به كاركنان
5-  تبعيض قائل شدن بين كاركنان
6- كاهش يافتن حقوق و مزايا و اضافه كار
7-  ترس از اخراج شدن (فقدان امنيت شغلي)
8- نگراني افراد نسبت به مسائل خانوادگي و زندگي شخصي خود بخصوص نگراني مادران شاغل نسبت به وضعيت كودكان خود و احساس گناه به خاطر دور بودن از فرزندان (اين نگراني ها مي تواند بر راندمان كار فرد در منحيط كار تأثير بگذارد)
9-  سهيم نبودن در تصميم گيري ها
10-  محيط فيزيكي و رواني نامطلوب
11-  كار خسته كننده و تكراري
حجم كار خيلي كم يا حجم كار خيلي زياد و طولانيباعث مي شود يك فرد شاغل از لحظه بيداري تا هنگام خواب همواره دچار هيجان، تنش، نگراني و ترس باشد كه گاهي با ظرفيت جسمي، عصبي و رواني وي متناسب است و گاه با آن سازگار نيست و بهداشت روان او را به خطر مي اندازد.
مشخصات يك سازمان سالم آن است كه سلامت جسمي و رواني كاركنان آن به همان اندازه مورد توجه و علاقه مديريت سازمان قرار گيرد كه توليد و بهره وري مورد تأكيد قرار می گیرد.

 

اختلالات روانی، کارآیی فرد را در شغلش پایین می آورد. بر اساس بررسی انجام شده توسط دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد، روزهای غیبت از کار به دلیل اختلالات روان، 6 روز در ماه در 100 نفر است                              ( Work Loss Day ) و روزهایی که فرد به دلیل بیاری روانی کمتر از روزهای عادی کار می کند، 31 روز در ماه در 100 نفر است  .( Cut Back Day)
يكي از عوامل استرس زا در محيط هاي كار، انگ بيماري رواني است كه موجب طرد شدن افراد يا غيبت از محيط كار و ايجاد مشكلات بين فردي براي افراد در محيط كار مي شود.
بررسي انجام شده در شهر اُنتاريو در كانادا در سال 2001 حاكي از آن است كه هزينه غيبت از محيط كار و كاهش كارايي كاركنان به دليل اختلالا رواني، 5/4 بيليون دلار در سال است.
در انگليس هزينه اختلالات رواني در محيط كار به دليل غيبت از كار و افت كارآيي كاركنان، ساليانه 26 بيليون پوند است.
کارکنان نباید در محیط کار از اجرای برنامه سلامت روان و پیشگیری از اعتیاد دچار وحشت شوند و احساس ناامنی شغلی داشته باشند. افراد شناسایی شده نباید از اخراج شدن بترسند.
اگر افراد شناسایی شده در محیط کار، راضی به درمان نباشند باید برای آنها مصاحبه انگیزشی انجام شود.
زنان بیشتر از مردان استرس شغلی دارند زیرا کار بیرون و منزل را با هم باید انجام دهند و تضاد نقش ها و پذیرفتن نقش های اضافی برای آنها به وجود می آید. همسران این زنان شکایت دارند که آنها وظائف زناشویی و منزل و بچه داری را به خوبی انجام نمی دهند.
رعايت اصول سلامت روان توسط مدير سازمان باعث بهبود روابط مي گردد كه اين مسئله به خودي خود به ارتقاء سلامت روان در محيط كار و كاهش استرس محيط كار در بين مديران، كارفرماها و كاركنان هر سازمان كمك مي كند.
رئيس يا مدير بايد تلاش كند تا محيط كار براي كاركنان اضطراب آور نباشد و كاركنان احساس امنيت شغلي كنند و با شادي و نشاط و شوق و انگيزه و به دور از هرگونه خشم، درگيري و استرس بيهوده، به وظايف خود عمل كنند و از طرفي مدير نيز با كمترين ميزان استرس و كمترين فشار رواني بيشترين ميزان رضايت شغلي را در خود و كاركنان بوجود آورد و با ارتقاء كمي و كيفي به سمت اهداف سازمان قدم بردارند.
سلامت شغلي:
سلامت شغلي، تندرستي ،ارتباط آن با كار و محيط كار را بررسي مي كند. در آغاز، گستره سلامت شغلي، به آسيب ها يا بيماري هاي شغلي محدود مي گرديد، كه به كار، شرايط كار يا محيط كار نسبت داده مي شد. به تدريج، بررسي هاي انجام شده مشخص ساختند كه سه عامل ياد شده از جمله عوامل كمك كننده به بروز بيماري هاي غير شغلي نيز هستند و از اين رو، دامنه  سلامت شغلي گسترش يافت.
اهداف سلامت شغلي عبارتند از:
1- تأمين، حفظ و ارتقاء سلامت جسماني، رواني و اجتماعي كاركنان
2-  پيشگيري از عوامل زيان آور شغلي مؤثر بر سلامت
3-  حفاظت از كاركنان در برابر عوامل زيان آور شغلي
4-  به كارگيري فرد در كاري كه از نظر فيزيولوژيك و رواني توانايي انجام آن را داشته باشد (همخواني توانايي هاي فرد با نوع كار)

استرس هاي محيط كار و فرسودگي شغلي:
فرسودگی شغلي (Burn out) عبارت است از كاهش قدرت سازگاری فرد با عوامل فشارزا كه به صورت خستگی جسمی و علائم هيجاني خود را نشان مي دهد. فرسودگي شغلي به ایجاد خود پنداره و نگرش منفی و فقدان ارتباط مؤثر و صحيح  مراجعان و همكاران  منجر می‌شود. استرس از جمله  عواملی است که باعث فرسودگی شغلي میگردد.
به سبب فشارهاي رواني محيط كار، فرسودگي شغلي يا كار زدگي ايجاد مي شود و شخص توان مقابله با آن استرس ها را از دست مي دهد. فرسودگي شغلي حالتي است كه با خستگي رواني و نگرش هاي منفي و بدبينانه نسبت به خود و ديگران همراه مي باشد.
استرس، افسردگي، اضطراب، خشم در محيط كار و طولاني بودن ساعات كار مي تواند بر سلامت جسماني و رواني افراد تأثير بگذارد و در نتیجه باعث كاهش رضايتمندي شغلي و تعهد سازماني، افزايش غيبت كاري و كاهش بهره وري مي گردد. در طول روز بيشتر وقت افراد در محيط كار سپري مي شود و به همين دليل محيط كار اهميت زيادي در تأمين سلامت جسماني و رواني افراد دارد.
استرس‌های شغلی بعنوان یکی از عمده‌ترین منابع استرس در زندگی بسیاری از افراد می‌تواند موجب بروز واکنشهایی چون اضطراب، بیقراری،  بیزاری ازکار و بیماری شوند،  که معمول ترین عکس العملهای مشاهده شده در برابر استرس محسوب می‌شوند.
 
در هر حال اضطراب معمولا منجر به انجام اعمالی جهت کاهش یا رفع تهدید می‌شود.این اعمال ممکن است مفید باشند، که در چنین مواردی فرد از مکانیسم های اثر بخش دفاعی استفاده می‌کندبنابراین عملکرد وی از روی هوشیاری و یا تعمدی است. گاه ممکن است فرد برای رفع یا کاهش تهدید از مکانیسم های دفاعی استفاده کند که در این موارد رفتار فرد عمدتا توسط ضمیر ناخودآگاه تعیین می‌شوند ( نظیر سرکوبی، انكار و بیرون راندن فکر ناراحت کننده ازذهن). در مواقع استرس،  فرد مضطرب وقایعی را که درمحدوده آگاهی وی رخ می‌دهد کمتر می بیند یا درک می‌کند وتمام توجهش را به جزئیات حاشیه‌ای عناصر تنش زا معطوف می‌دارد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت افرادی که دچار اضطراب هستند در برابر استرس حساس ترند و قدرت كنترل كمتري نسبت به عوامل محيطي دارند. شرايط استرس زا در محیط های پر استرس موجب قطع ارتباطات و مناسبات انسانی و وقوع اشتباهات کاری و درگیری های مکرر با سایر همکاران وسرپرستان می‌شود. ادامه این روند موجب تسریع فرسودگی شغلی مي شود و نهایتاً به ترک حرفه‌ می‌انجامد. 
علل فرسودگي شغلي:
1- عوامل سازمانی:
• تعارض نقش: تعارض نقش زمانی رخ می‌دهد که خواست های متناقص و نامتناقص روی افراد اعمال می‌شود مثلاً زمانی دچار این وضعیت می‌شود که به او دستوراتی داده می‌شود که خارج از قلمروی مسئولیت حرفه‌ای او باشد و یا هنگامی که ارزش های اخلاقی فرد با مدیران و سرپرستان خود در تضاد باشد.
• ابهام نقش: ابهام نقش به فقدان وضوح و روشنی در مورد محدودیت ها و اهداف و وضعیت و مسئولیت و عوامل دیگری نظیر پیچیدگی تکالیف و تکنولوژی و تغییر سریع مداوم سازمان مربوط است.
• تراکم کاری: تراکم کاری هم شامل مولفه‌ های کیفی و هم کمی است. تراکم کاری کمی شامل درخواست‌های بیش از حد که زمان کمی برای رسیدگی آنها دارد و تراکم کیفی به پیچیدگی شغلی مربوط است.
2- عوامل درون فردي: از جمله عواملی درون فردی ویژگی های شخصیتی افراد را می‌توان نام برد که می‌توانند به عنوان زمینه ساز فرسودگی شغلی عمل می‌کنند، نظير پايين بودن عزت نفس و اعتماد به نفس